فراموش شدگاني كه هيچگاه فراموش نميكنند كه فراموش شده اند_ بحثي پيرامون اصلي ترين درد فعالين دانشجوئي بعد از فراغت از تحصيل


جنبش دانشجوئي و خصوصاً نوع آذربايجاني آن حاوي ويژگيهاي منحصربفردي است كه ذيلاً به آن اشاره خواهد شد :

i. بدلايل شرايط خاص دانشگاهي و خوابگاهي و همسن وسالي طيف وسيع از جوانان پرشور و آرمانگرا ، محيط دانشگاه محيط نقد و جدل مسائل سياسي و فرهنگي و گهگداري ديني ميباشد.

ii. محيط دانشگاه و دانشجويان بدليل نفوذ بي بديل در اجتماع و قشر اكثريت مردم نقش رابط ما بين مردم و فعالين و روشنفكران غيردانشگاهي را نيز به عهده دارند وهر نوع تحرك در قشر دانشگاهي مردم را وادار به عكس العمل همسو مينمايد.

iii. نظر به شرايطي خاص كه موجب خلوص در عمل و گفتار دانشجويان ميشود آنان در برخورد با مقوله هاي مختلف سياسي، فرهنگي و مذهبي به اقدامات متحدمحور و همسودست ميزنند كه ناشي از سرشت عدالت خواهي و عدالت محوري آنهاست.

iv. درجنبش دانشجوئي بدليل مقطعي بودن حضور افراد و ساير عوامل قابل بحث منجمله ديكتاتورستيزي رهبريت معني و مفهومي ندارد . لكن عده اي از دانشجويان جهت نظامدهي و عملكرد هماهنگ و پرهيز از امور تفرقه برانگيز درون جنبش اقدام به شناخته شدن در ميان ساير دانشجويان مينمايند و همين شناخت است كه به مسئولين حفاظتي و حراستي نيز منتقل ميشود و زبان سرخ سر سبز را ميدهد به باد! اين دانشجويان كه در اصطلاح عامه ليدر يا پيشاني سفيد ناميده ميشوند مدام در معرض اتهام و پرونده سازي و شايعه پراكني قرار دارند.

v. جنبش دانشجوئي تمام تلاش خود را در جهت مرزبندي و استقلال از جريانها و احزاب برون دانشگاهي و حتي اپوزيسيون انجام ميدهد تا قرباني پرونده سازي و پروژه ي انگ زني نباشد . لكن احزاب و گروهها جهت قدرت نمائي و جنگهاي تبليغاتي رسانه اي با عدم در نظر گيري عواقب امور و خطراتي كه در انتظار دانشجويان ميتواند باشد سعي در منتسب نمودن فعاليتها به اعضاي خود و مصادره جنبش دارند.

vi. اين جنبش بر خلاف وحشت مسئولين امنيتي دالانهاي تودرتو و مرموز نداشته و بدليل عدم پختگي فعالين آن و خانواده محور بودن اعضا در آن بشدت شكننده است.

تاريخچه جنبش دانشجوئي در جهان و ايران اختصاراً به قرار زير است :

اولين بارقه هاي جنبش دانشجوئي در جهان با مخالفت دانشجويان ايالات متحده در قبال جنگ ويتنام در سالهاي 1962-1964 شروع شد و اين بارقه ها به كشورهاي آلمان ، فرانسه ، ژاپن و . . . سرايت نمود . جنبشهاي دانشجوئي تركيه ، ايران ، چين و كره الهام بخش از جنبش دانشجويان فرانسه ميباشد . فرانسه بعد از رويدادهاي منتسب به جنبش دانشجوئي 24 مي 1968 دموكرات تر گرديد و دانشجويان توانستند خواسته هاي خود را تحميل نمايند .

در آلمان نيز ايده هاي متاثر از جهان بيني ماركسيستي دهه شست جنبش دانشجوئي آنرا شكل داد . در 2 ژوئن 1967 دانشجويان آلمان تظاهرات گسترده اي عليه سفر شاه ايران به آلمان انجام دادند . آنان معتقد بودند كه شاه ايران يك ديكتاتور بوده و آلمان نيز از اين ديكتاتوري حمايت ميكند .

در ايران نيز انجمن اسلامي در دانشكده علوم پزشكي در سال 1321 تاسيس شد كه آيت ا... طالقاني و مهندس بازرگان و دكتر سحابي رهبري فكري آنرا برعهده داشتند . دانشگاه تبريز نيز كه دومين دانشگاه تاسيس شده در ايران در سال1324 به هنگام حكومت ملي در آذربايجان بدست زنده ياد سيد جعفر پيشه وري بود نقش مهمي در تحولات سياسي و اجتماعي ايران برعهده داشت.

وجود جبهه ملي و تاسيس آن در 1328 و نيز شخصيت دكتر مصدق موجب حمايت همه جانبه دانشگاهيان از آن گرديد .

سال 1352-1357 دو دسته بندي ائدئولوژيكي وجود داشت ، مذهبي ها و غير مذهبي ها .مذهبي ها كه بيشتر در مساجد ونمازخانه ها راجع به دكتر شريعتي و مهندس بازرگان بحث مينمودند و فعاليتشان مربوط به همين بود و اكثراً از اصفهان و يزد بودند . غير مذهبي ها كه چندين برابر مذهبي ها بودند تقريباً در تمامي كانونها و انجمنها فعال بودند و اكثراً گيلك و تورك و مازندراني بودند .

از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي دو گفتمان اساسي در ايران مطرح بود كه يكي گفتمان فاشيستي-شونيستي فارسي بود كه شاه توسط روشنفكرانش از فرنگ به ارمغان آورده بود و تا حدود زيادي در تحميل آن به مردم موفق شد . ديگري گفتمان ماركسيستي-چپ گرائي بود كه طيف وسيعي از دانشگاهيان و روشنفكران منجمله آذربايجانيها را در بر ميگرفت .

اوايل دهه 1970 گفتمان اسلامگرائي با رگه هائي از مدرنيته ستيزي به گفتمان غالب تبديل شد .هر چند در بعد نظري ، آنان با ناسيوناليسم به عنوان سوغات غربي مخالفت ميكردند ، عليرغم اعتراف به تكثر ملي و قومي و فرهنگي در ايران در اصول 19 و 15 و 48 قانون اساسي ، در عمل برتريّت را به قوم فارس اعطا كردند و غملاً بقيه اقوام را به حاشيه رانده شدند .

با اين مقدمه ، حال ميتوان به نحوه عضوگيري اين جنبش اشاره كرد :

i. عضو گيري عمومي كه بيشتر در پي تجميع طرفدار و هوادار است تريبونهاي مختلف عمومي اعم از مراسم جشن وسرور يا شبهاي شعر و موسيقي ويا هيئت هاي مذهبي و عزاداري ميباشد.

ii. عضوگيري; حرفه اي بيشتر رودررو وبا طرح مسائل و نقد دو طرفه آنها صورت ميپذيرد . مباحث بيشتر در خوابگاه ها و سرويسها ي حمل و نقل و غيره انجام ميگيرد وبه همين جهت است كه توجه عمده ي مسئولين امنيتي به خوابگاهها معطوف ميشود .اين نحوه عضو گيري رايج ترين روش در كل جهان است.

من حيث مجموع هر دانشجوي آذربايجاني به جهت تعصب و غيرت ذاتي همواره در مواجهه با امور تعصبي طرف تورك ها را گرفته و عنوان ميدارد كه او خودش ترك است .

بر خلاف سايرمقالاتي كه راجع به جنبش دانشجوئي آذربايجان به رشته تحرير در مي آيد و در آن تئوري و انگيزه ها و ايدئولوژي جنبشها مورد بحث است و نحوه نگارش بنحوي دانشجويان را خوشبين به آينده ميكند نويسنده اين سطور قصد بر آن دارد تا با طرح مهمترين مساله ي دانشجويان، بعد از فراغت از تحصيل يعني ممنوع التحصيل شدن و پرونده سازي براي عدم اشتغال به منظور فلج سازي اجتماعي و معيشتي و الگوسازي حاكميت از شخصي كه فعاليت سياسي ميكند ، هشدار خود را به گوش دست اندكاران و متوليان و فعالين غيردانشجوئي داخل و خارج كشور برساند.

اشكال اساسي فعالين ليدر در داخل و خارج از كشور آن بوده كه همواره جنبش دانشجوئي را مقطعي نگريسته اند و هيچگاه در پي آن نبوده اند كه با ايجاد شرايطي ويژه براي اين قبيل دانشجويان مانع از آن شوند كه تجارب اندوخته اين دسته از بين برود .

عدم توجه به وضعيت و آينده اين دانشجويان ، الگوئي زشت و دراماتيك از افرادي كه وارد فعاليتهاي دانشجوئي ميشوند را در نظر ساير دانشجوياني كه ميخواهند وارد جنبش شوند تداعي نموده است كه اثرات جبران ناپذيري را بر پيكره جنبش دانشجوئي و دانشگاه و مهمتر از همه حركت ملي كه مهمترين بخش آن و ضامن حيات آن جنبش دانشجوئي است وارد خواهد نمود. اثرات اين لطمه از سال 1387 ميل به بروز كرده و در سال 1389 اين لطمات غوغائي شگرف در دانشگاه ها بوجود خواهد آورد(بدليل فارغ التحصيلي قشر وسيعي كه لااقل قيامهاي سال 85را به عينه ديده اند ) كه عمده ترين علت آنچنان كه گفته شد در عدم حمايت و عدم آينده سازي براي طيف منتسب به ليدر يا پيشاني سفيدان جنبش دانشجوئي است .تعداد اين دسته از دانشجويان بسيار محدود است و شايد در هر دانشگاه از 10-15 نفر تجاوز ننمايد . برخلاف فعالين دانشجوئي ساير اقوام و طيفها كه در مواجهه با مشكلاتي نظير ممنوع التحصيل بودن اقدام به پذيرش و نام نويسي افراد در دانشگاه هاي خارج از كشور و ساپورت آنان صورت پذيرفته است (نويسده شخصاً صحت اين مطلب را تاييد ميكند چراكه بسياري از همدانشگاهيان كورد وي هم اكنون در دانشگاه هاي سليمانيه عراق به صورت رايگان مشغول به تحصيل ميباشند و حتي ماهيانه حقوق دريافت ميكنند!!!) فعالين ممنوع التحصيل آذربايجاني همه ساله باشركت در كنكورهاي فوق ليسانس و قبولي در آزمون توسط سازمان سنجش ردقبولي ميشوند وسالها به همين روند ادامه ميدهند تا شايد روزي ردقبولي آنها بدست فاخرانه مسئولين! ملغي اعلام شود . و چه آزرده خاطر، از زندگي سير ميشوند وقتي ميبينند كه رئيس جمهورشان بي حيا وار جلوي هفتادميليون ميگويد بنده دانشجوي ستاره دار ندارم!!!

مطابق تحقيقات صورت گرفته از سوي نويسنده اين سطور حدوداً 63نفر از دانشجويان جنبش دانشجوئي آذربايجان عنوان كرده اند كه ممنوع التحصيل شده اند و با پيگيري و تفحص نويسنده 42 نفر آنان عنوان كرده اند كه ميل به ادامه تحصيل دارند از اين 42نفر تنها 15 نفر اعلام كرده اند كه استطاعت مالي جهت ادامه تحصيل دارند و لذا در اين ميان تنها 27 نفر هستند كه استطاعت لازمه را ندارند.مطابق تحقيقات به عمل آمده از طرف نويسنده اين مقاله هزينه ادامه تحصيل و امرار معاش سالانه در كشورهاي همجوار نظير تركيه 2900 دلار ميباشد كه با يك حساب سرانگشتي اين 27 نفر درطي يكسال 78300دلار هزينه خواهند داشت .(اين مقدار براي خوانندگان درون ايران بدليل بي ارزشي ريال ايران در برابر دلار ايالات متحده پول گزافي است ولي گمان نميكنم براي هموطنان خارج از ايران زيادهم گزاف باشد!)

درست است كه تامين چنين مبلغي براي يك نفر دور از انتظار است لكن با ايجاد كمپيني براي كمك به دانشجويان ممنوع التحصيل و با پرداخت ساليانه 100دلار! از طرف 780 نفر از هموطنان اين مبلغ تامين خواهد شد . البته بايد پذيرفت كه صور ديگري نظير مساعدت در كاريابي اين عزيزان نيز وجود دارد كه كمي خوش بينانه تر است!

در راستاي اجراي اين كمپين وبسايتهاي پر بيننده و رسانه هائي نظير تلويزيون ملي آذربايجان جنوبي (گوناز تي وي) نقش برجسته تري ميتوانند ايفا كنند . نويسنده معتقد است كه ملت فهيم و قدرشناس آذربايجان در خارج(دياسپورا) و نيز همزبانانمان در آذربايجان شمالي و تركيه با بصيرت كامل و شناخت از وخامت موضوع اساسي ترين قدم در راستاي آزادي آذربايجان را بي پاسخ نخواهند گذاشت .

البته مناسبترين نوع كمپين ميتواند از سوي هنرمندان موسيقي حركت ملي صورت بگيرد . به عنوان نمونه هنرمنداني نظير آراز ائلسس يا يعقوب ظروفجيان و . . . ميتوانند با اجراي كنسرت موسيقي تحت عنوان حمايت از دانشجويان حركت ملي در اقصا نقاط جهان منجمله جمهوري آذربايجان ايفاي نقش نمايند كه يقيناً مورد استقبال آذربايجان دوستان قرار خواهد گرفت . در برنامه هائي كه از سوي" جواد بي" در گونازتي وي با دعوت از هنرمنداني نظير خانم نازپري يا عاشيق زولفيه حتي فاتح كئسابارماق و آراز ائلسس و . . . پخش شده بارها شاهد بر آن بوده ايم كه اين عزيزان اعلام كرده اند بسيار علاقه مندند تا به نحوي به هموطنان خود در آذربايجان جنوبي كمك نمايند و با علم به اينكه حركت ملي آذربايجان جنوبي حركتي كاملاً مدنيست، مطمئناً همه به اين مساله يقين داريم كه چه روشي بهتر از اين كه طي اين اقدام فرهنگي و با كمك به اين دسته از دانشجويان آنان را در ميان همقطاران غير تورك زبانشان سرافراز كنيم و به همه ي اين عزيزان بگوئيم " ياشيياسيز و يورولمايز ! "مطمئناً اجراي اين طرح تنها از سوي يكي از اين عزيزان و فقط براي يكبار در سال كافي و مثمرثمر خواهد بود و باز نيز پيگيري اين طرح نيز به همت فعالين دياسپورا انجام پذير است .

موضعي را تصور كنيم كه با حمايت از اين دانشجويان ، ساير دانشجويان را تشويق به ادامه فعاليت نمائيم ، چرا كه معتقد خواهند بود در صورت ورشكستگي سياسي درون كشور ، ديگر نگران از آينده اجتماعي و سياسي خود نخواهند بود و بي ابا به فعاليت خود ادامه خواهند داد.

متعاقباً پيشنهاداتي در مورد نحوه و كم و كيف مصارف اين كمك ها و اعتبارات از سوي دانشجويان عزيز منتشر خواهد شد و از همه مراجعين به وبلاگ انجمن دانششجويان منع از تحصيل شده آذربايجان جنوبي (ادم تاج) يا

(GÜNEY AZƏRBAYCANİN MƏNİİ-TƏHSİL OLUNMUŞ ÖYRƏNCİLƏR BİRLİGİ=GAMTOOB) خواهشمنديم پيشنهادات سازنده خود را برايمان ارسال نمايند .

به اميد تشكيل زودرس اين كمپين

به اميد زنده شدن دوباره جنبش دانشجوئي آذربايجان وشادابي و سرافرازي سراسري حركت ملي

يقيناً ثابت خواهيم كرد حركت ملي و ملت آذربايجان بي پشتوانه و بدون صاحب نيستند و آذربايجاني در هركجاي اين كره خاكي كه باشد پيروز سرافراز است .

ياشلسين بؤيوك آذربايجان ! ! !

نظارات شماري از دانشجويان عزيز در مورد تشكيل كمپين – ارسالي به ايميل مديريت وبلاگ :
باشي بلالي دومان گفته است :
با سلام و خسته نباشيد ، از آنجائي كه خود بنده نيز دانشجوي منع از تحصيل شده ام و اتفاقاً پذيرفته شده در مقطع فوق ليسانس دانشگاه سراسري . . . (باتوافق اعضاي انجمن ادم تاج به صلاح اين عزيزمان دانستيم كه اسم دانشگاه را حذف بكنيم- مديريت وبلاگ) بودم و اجازه ثبت نام ندادند ، خالي از لطف نديدم كه نظرات خودمو بنويسم . به نظرم بهتر است قبل از تشكيل كمپين به فكر آن باشيم كه نهادي را بوجود بياوريم كه به صورت كاملاً قانوني و تاسيس شده اقدام به مديريت امور بنمايد . اين نهاد كه طبيعتاً در داخل كشور اجازه فعاليت ندارد بايد در خارج از كشور و در يكي از كشورهاي جوار ايران تاسيس و فعاليت نمايد . اين نهاد ميتواند مذاكرات خود را با دانشگاه هاي مقصد انجام دهد و نيز كليه امورات مربوط به افتتاح حساب بانكي نهاد و تبليغات كمپين را بر عهده بگيرد . دانشجويان نيز در صورت خروج از كشور دلگرم خواهند شد كه نهادي وجود دارد كه آنها را از بدو ورود به كشور مقصد تحت حمايت خود قرار خواهد داد. البته مطمئناً نهاد فوق الذكر بايستي حتما از طرف معتمدي عامه پسند و خود تحصيل كرده رهبري و تاسيس شود كه من با توجه به شناخت خودم از شخصيت آقاي دكتر ضياء صدرالاشرافي و مقدار نفوذ و احترام ايشان در ميان تمام اعضاي فعالين خارج از كشور يا به قول شما دياسپورا و حتي بدليل ميزان محبوبيت ايشان در ميان دانشجويان فعال داخل كشور معتقدم كه ايشان در صورت قبول زحمت اين نهاد با مديريت عالي خود موفقييت هاي بسياري بدست خواهند آورد .
پيشنهاد دوم بنده اينست كه كاركنان اين نهاد نيز از ميان دانشجويان ممنوع التحصيلي كه به اين نهاد مراجعه ميكنند انتخاب شوند كه هم نوعي اشتغال اين دوستان است و هم اينكه بدليل همدرد بودن آنها بهتر از همه به ساير مراجعين كمك خواهند كرد و از همه مهمتر اينكه اين دوستان در كنار هم وبا تجربيات ارزشمندشان ادامه فعاليت در سطح بالائي خواهند داشت . با تشكر اميدوارم اين معضل هر چه سريعتر حل شود .
جواب انجمن :
با تشكر از باشي بلالي به دليل ارسال ايميل ، فكر خوبي داريد و اميدوارم باز هم برايمان نظرات مفيدتان را ارسال كنيد . البته در مورد پيشنهادتان در باره آقاي دكتر ضياء صدرالاشرافي ما هم با شما موافقيم لكن نظر ايشان در اين مورد مهم است و مانيز با شناختي كه از ايشان داريم احتمالاً ايشان نيز رد زحمت نميكنند!
سكوت ماهنيسي گفته است :
باسلام و خسته نباشيد بنده از فعالين دانشجويي دانشگاه سالهاي 82تا 86 هستم و بعداز اتمام تحصيل به خدمت سربازي رفتم و اتفاقاً در شرف ترخيص از خدمت ميباشم . مقاله زيبائي نوشته بوديد ولي بايد بگويم اگر اين مقاله را 2 ماه پيش ميديدم معتقد بودم شايد در ترسيم آينده جنبش دانشجوئي كمي اغراق داشته ايد و دور از تصور بود كه عاقبت بدي كه شما ترسيم نموده ايد بر سر اين جنبش بيايد . تقريباً دو ماه پيش نزد پسر عمويم در دانشگاه. . . (باتوافق اعضاي انجمن ادم تاج به صلاح اين عزيزمان دانستيم كه اسم دانشگاه را حذف بكنيم- مديريت وبلاگ) رفتم و 2 روز مهمان او بودم كه خاطرات خوابگاه و دانشكده را به ياد آوردم و ديدم دانشگاه ديگر آن رنگ و بوي هميشگي را ندارد و نوعي ارعاب ساختگي در ميان دانشجو ها بوجود آمده است وقتي با چند تا از دانشجوهاي خوابگاهي حرف ميزدم همگي اشاره به وضعيت فعالين بعد از دانشگاه ميكردند و ميگفتند كه ما هم بالاخره آينده داريم و نبايد كه آنرا خراب كنيم يكي از آنها كه دانشجوي فوق ليسانس بود ميگفت من اينهمه زحمت كشيده ام و 18 سال است كه درس ميخوانم و نميخواهم بعد از فراغت از تحصيل به جمع بيكاران سفارش شده (منظورش سابقه داران) بپيوندم . بعد از آن اين چيزهائي كه شما در اين مقاله نوشته ايد در ذهنم بود تا اينكه ديروز مقاله شما را ديدم و خواستم برايتان بنويسم من هم كه دوران 82 به بعد را ديده بودم موافقم كه اكنون ديگر رفته رفته فعاليت سياسي مشتري آنچناني ندارد . البته بيچاره دانشجوها هم حق دارند و بالاخره با قبول هزينه هاي ريالي و معنوي تحصيل بايستي به فكر آينده و معيشت خود هم باشند و حركت ملي آذربايجان نيز بايد به اين چند دسته بودن و نامتحد بودن خود پايان بدهد و جنبش دانشجويي خود را بيش از اين بي رمق نكند- ممنون از زحمت هاتون
جواب انجمن :
با تشكر از ارسال ايميل شما دوست عزيز!
دياكو گفته است :
با عرض خسته نباشيد بنده از سليمانيه برايتان مينويسم . در اينترنت مشغول جستجوي دانشگاه سليمانيه بودم كه به وبلاگ و مقاله شما برخوردم . بند از فعالين كورد دانشگاه آزاد اروميه بودم و هم اكنون زندگي تقريباً آرام توام با تحصيل در اين شهر، فرصت و موقعيت بسيار عالي تحقيق و مطالعه برايم فراهم كرده است اميد وارم شما هم رسالت خودتان را به نحو احسن انجام بديد كه آذري هاي فعال هم بتوانند دلشان را قرص و محكم بكنند . بژي كوردستان -ياشاسين آذربايجان
جواب انجمن :
با تشكر از شما همقطار كورد و اميد واريم شما هم موفق باشين . سليمانيه خوش بگذرد !!!

1 نظرات:

ناشناس گفت...

موفق باشيد

ارسال یک نظر

با تشكر از نظر شما